آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

قدمهایت استوار دخترم

از شنبه که از کلاس برگشتی قدم برمیداری مادر محکم و استوار و سعی میکنی تعادلت رو حفظ کنی جالب بود تا از بیرون اومدیم و لباسای تو رو دراوردیم بلند شدی و قدم برداشتی عاشقتم و امیدوارم تکرار شه این قدمها همش نگران تکرار شدن هستم نکنه این خندیدن و خوشی زودگذر باشه نکنه! ...
21 اسفند 1391

باز هم سرماخوردگی و بیرون روی

از سه شنبه هفته گذشته شروع شد. من هم که نمیتونم مرخصی بگیرم حسابی ناراحت ودرگیر یه نصفه روز من و یه نصفه روز پدری مرخصی گرفت تا اینکه از شنبه یه مقدار بهتر شدی و این اخر سالی با حجم کار بسیار اداره باید زود خودمو میرسوندم خونه تا مراقب تو باشم دو باری هم دکتر رفتیم حتی شنبه که تعداد بیرون روی بیشتر شده بود رفتیم مرکز طبی کودکان و دکتر هیچ دارویی نداد گفت باید رفع بشه خداروشکر الان بهتری عزیزم.
10 اسفند 1391

آنیتای 21 ماهه

چقدر زود میگذره باورم نمیشه 21 ماهه شدی دخترک و هرچقدر زمان میگذره به جای شادی و خوشحالی نگران تر و غمگین تر میشم خیلی راه داریم هنوز تو راه نیفتادی هنوز درکت پایینه و هنوز من ناامید ... هرچقدر میگذره حال من بدترمیشه دیروز برای اولین بار دیدم پدری لب به شکایت گشود اون هم جوری که من ناراحت نشمو سریع هم جمع و جورش کرد دقیقا مثل ادمی شدم که جلوش رو همش بن بست میبینه دیروز عمو عنبرا هم گفت آنیتا از اون دسته هایی که برام خیلی مهمه زودتر راه بیفته انگار هممون امید بستیم به راه رفتنت که درکت بهتر شه دوست ندارم از سختی ها و شکایت هام بنویسم ولی دست خودم نیست انگار انگشت هام روش نوشتن شکایت رو بیشتر بلدن جدیدا برای خوا...
10 اسفند 1391
1